محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
304
اكسير اعظم ( فارسى )
ورم صلب آماس سخت به غير در دست كه در عضوى پديد آن را در يونانى سيقروس نامند و آن دو نوع است يكى سقيروس خاص و او آن است كه با وى حس و الم نباشد و آن لاعلاج است دوم سقيروس غير خالص و او آن است كه با وى قدرى حس باقى باشد و به غير درد بود و علاج اين دشوار است پس سقيروس يا از سوداى غليظ صرف اصلى حادث شود و رنگ او اسربى بود و يا از سوداى مخلوط ببلغم و رنگ آن مائلتر به رنگ بدن باشد و يا از بلغم تنها افتد كه صلب شده باشد و رنگ او رصاصى بود بارد الملمس و در صلابت از سوداوى كم باشد و خالص در اكثر امر به رنگ اسرب با تمدد صلابت شديد بود و گاهى بالاى او موى باريك كه به عربى زعب گويند پيدا شود و گاهى از آن آن باشد كه رنگ او همچون رنگ بدن بود و از عضوى بعضو ديگر منتقل گردد و آن را قونوس گويند و گاهى به رنگ بدن صلب عظيم باشد كه به نشود و نه انتقال نمايد البته دهر سقيروس يا مبتدى بود يعنى از ابتدا عارض شود و او آن است كه اندك اندك ظاهر شود و زياده گردد و يا مستحيل از ورم ديگر باشد مثل فلغمونى يا حمره يا خراج در موضع خالى و اكثر صلابت احشا بعد از ورم حار عارض شود . و چون بمبردات لزجه از اغذيه و ادويه علاج كرده شود و گاهى سقيروس سرطان گردد و قرب و بعد آن از سرطان به حسب كثرت التهاب در آن و قلت آن و ظهور ضربان اندر آن و خفاى آن و ظهور عروق حوالى آن و غير ظهور او باشد بالجمله ورم صلب اكثر بعد ورم حار حادث شود . علاج در سوداوى بعد نضج از مسهل سودا و در بلغمى از مسهل بلغم و در مركب از سودا و بلغم به مسهل مركب هر دو خلط تنقيه كنند و محللات ملينه مانند مرهم داخليون استعمال نمايند و پيه بط و پيه خروس و پيه روباه و مغز ساق گاو و اشق و مقل و لعاب اسپغول و روغن بابونه بمالند و لعاب حلبه و لعاب بزر كتان و بيخ خطمى با پيه بط جمع كرده بر ورم ضماد كردن ملين صلابت است و يا اولًا بخيارشنبر و روغن بادام شيرين و موم لطوخ سازند . و اگر تحليل نشود مثل خطمى و بعده بابونه و اكليل الملك و حلبه افزايند و روغن سوسن و روغن بابونه بگيرند و به مطبوخ خطمى و بابونه و اكليل الملك و سبوس گندم نطول سازند . و اگر تحليل نشود و ريم كند علاج خراج نمايند . ذكر ادويهء مفرده نافع اورام صلبه : ضماد بخور مريم و كذا غاليه مجرب سويدى است . و ضماد جوز السرو كوفته به شير تازه آميخته و كذا ترمس تلخ به سركه و عسل و يا تنها مدقوق و مطبوخ و كذا برگ كبريا پوست بيخ آن به سركه و يا تمر آن و كذا صابون و كذا شيح ارمنى و كذا پشك بز و كذا شونيز به سركه و كذا برگ نسرين يا گل آن به سركه پخته و كذا تخم فنجنكشت و كذا سرگين كبوتر به آرد جو و كبريت و آب و يا به سركه و كذا سرطان نهرى زنده كوفته و كذا زوفاى خشك به شراب كهنه و كذا پياز نرگس بريان كوفته روغن خيرى آميخته و كذا عدس مقشر به سركه پخته و كذا مر و انجير و جوز السرو و برگ او به طلا آميخته كذا نطرون و انجير و تخم كتان كوفته نيك پخته و كذا راتينج و آرد جو و انجير و زفت پخته و كذا ايرسا به عسل آميخته و يا به شراب پخته و كذا بزر كتان به آب سوده و يا به عسل آميخته و يا بعصل بريان و زيت آميخته و كذا شراب كهنه و موم زرد و مقل ازرق آميخته و كذا شراب كهنه يك جزو سرگين كبوتر و شليم نيم جزو و كذا پيه بز ماده و خاكستر چوب انگور و كذا سنگ مرمر سوده و براتينج و زفت آميخته و كذا حلزون بتمامه كوفته و كذا آرد جو و سرگين كبوتر و عسل به آب پخته و يا زفت عوض عسل داخل كرده و كذا اصل السوس مقشر باريك سوده به آب پخته و كذا فراسيون و پيه گرده بز و كذا آرد باقلا و آرد حلبه به عسل و كذا انجير خام كوفته نيك پخته و كذا زيت كهنه و سركين كبوتر و آرد جو و كذا كندر و كذا انزروت و نطرون مساوى آميخته و كذا روغن آجر به اشق محلول آميخته . و شرب و ضماد مغاث و كذا ميعه سائله و كذا مغز حب المحلب و كذا اشق و كذا پوست بيخ كبر و كذا پرسياوشان و كذا پيه مرغابى و كذا جاوشير و كذا سورنجان و كذا مصطكى و كذا جوزبوا و كذا قنطوريون و شرب حرشف مطبوخ و آب تازهء آن و كذا كركم هر واحد ملين صلابت است . ذكر ادويهء مركبه دوايى كه در تليين اورام صلبه نافعتر است : پيه بط پيه ماكيان مغز ساق گاو موم زرد همه را به روغن بگدازند و بر عضو نهند يك شبانه روز و قبل از وضع دوا بر عضو تنظيل كنند به طبيخ خطمى يا به آب صرف نيمگرم و تضميد مكرر نمايند و هر بار نخست تنطيل لازم دانند و چون نرمى در ورم پديد آيد محللات به كار برند . ضماد كه بورم صلب مجرب است سبوس گندم خوب بكوبند تا باريك شود از پارچه گذرانيده با اشق و سكنجبين عسلى سرشته بر موضع ورم بندند . ديگر خاكستر خرما دو جزو خطمى يك جزو كوفته بيخته بشهند و يا سكنجبين آميخته ضماد نمايند و آب نيمگرم ريختن بسيار نافع است . ديگر به جهت اورام صلبه بسيار نافع است زوفاى خشك عنب الثعلب تخم مرو كتيرا انزروت حلبه بزر كتان كوفته بيخته به شير تازه پخته زردهء تخم مرغ روغن گل داخل كرده در هاون به دسته بمالند تا همچون مرهم شود نيمگرم ضماد كنند و گاهى نان خشك و برگ چقندر نيز داخل كرده مىشود . ديگر كه اورام صلبه را نرم كند كنجد شاهدانه گل سرخ بزر كتان حلبه بابونه اكليل الملك تخم شبت مساوى كوفته به گلاب سرشته ضماد نمايند .